تبلیغات
هنر شعر - دیگر

.

   

                                         بسمه تعالی                                        
وانزلنا الحدید فیه باس شدید

مسئولین، مسلمین، به داد ما برسید این چه سازمان رسمى شناخته شده‏اى است كه اسلحه انفرادى ندارد؟ نیروهاى شهادت‏طلب پاسدار را آموزش ندادید، مسامحه كردید، چوبش را از خداى عزوجل خوردید و خواهید خورد. چه باید بگویم كه شاید شما را به تحرك وابداریم؟ این را بگویم كه از 150 پاسدار خرمشهر تنها 30 نفر باقى مانده، این را بگویم كه ما مى‏توانیم با 30 خمپاره، خونین‏شهر را براى 30 ماه نگه داریم و امروز 30 تفنگ نداریم، و حال آن كه سازمان‏هاى غیررسمى با امكانات فراوان بر ما مى‏رانند كه باید برانند. واقعیت این است كه چرا ارتش امروز ما نمى‏تواند بدون وجود سپاه پاسداران و برعكس، كوچك‏ترین تحركى داشته باشد. من را وقت آن نیست كه بگویم تا به حال چه كارهاى متهورانه‏اى انجام داده‏ایم. خدا مى‏داند كه ما تانك‏هاى دشمن را لمس كرده‏ایم. فغان‏هاى زنانه آنها را در شبیخون‏هاى خود شنیده‏ایم. سایه ما به حول خدا و مكتب اسلام همواره مورد حملات سلاح‏هاى سنگین دشمن بوده و هست و دشمن هرگز نتوانسته اسیران ما را تحمل كند. اسراى پاسدار یا از پشت تیرباران شده یا زیر تانك‏ها له و لورده گردیده‏اند. پناهندگان عراقى همواره ترس نیروهاى دشمن را از پاسداران انقلاب به عنوان یك معجزه الهى مطرح مى‏كنند. سلاح را به دست صالحین بدهید. تا به حال، دشمن حسرت گرفتن یك اسلحه كمرى را از پاسداران داشته و خواهد داشت. ما شهداى زنده فراوان داریم. ما اصحاب حسین به تعداد زیادى داریم. ما برپادارندگان كربلاى 30 روزه خونین‏شهریم. ما بهشت را زیر سایه شمشیرها مى‏بینیم. شهداى 25 روزه ما هنوز دفن نشده‏اند. به داد ما برسید. ما نیاز به اسلحه و امكانات داریم. ما در راه خدا جان داریم كه بدهیم، امكانات دادن جان را نداریم. به خود بیایید فریادهاى پاسداران از فقدان امكانات، بر ما زمین و زمان را تنگ كرده است. خستگى زیاد مانع از نوشتن من مى‏شود ولى باز هم باید بدانید كه ما شهیدان زنده‏اى هستیم كه به نبرد خویش علیه مردگان زنده ادامه خواهیم داد. اگر وساطت كنید و ما را به حدید خداوند مسلح سازید، فَضَرَب الرّقاب خویش را تا سقوط دولت بعث عراق و دیگر زورمندان و قلدران ادامه خواهیم داد وگرنه تا آن زمان مبارزه خواهیم كرد كه شهید شویم و تكلیف شرعى خویش را به جاى آوریم


على شمخانى

3/8/59